چک لیست  مهارت ها و نگرش ها  مطالعات اجتماعی ششم دبستان فصل1:دوستان ما

میزان برآورده شدن انتظارات

انتظارات معلم

1

2

3

4

 

 

 

 

تفکر و یافتن تأثیرات دوستان بر روی ما

 

 

 

 

 

تفکر و یافتن علل نیاز به دوستی

 

 

 

 

 

تفکر و یافتن آنچه به روابط دوستی لطمه می زند.

 

 

 

 

فهرست ویژگی های دوست خوب به طور گروهی

 

 

 

 

تصمیم گیری در موقعیت های فرضی در مورد روابط دوستی

 

 

 

 

کسب مهارت نه گفتن

 

 

 

 

 

فکر و اظهار نظر درباره ی تأثیرات دوستان بر جنبه های مختلف زندگی

 

 

 

 

حفظ حقوق دوستان

 

 

 

 

 

رأفت و احسان با دوستان

 

 

 

 

 

تمایل به انتخاب دوست خوب مبتنی بر ملاک های عقلانی و دینی

اهداف فصل 2مطالعات اجتماعی برای تهیه طرح درس و چک لیست:تصمیم گیری

دانش آموزان بدانند:(دانستنی ها)

- چرا تصمیم گیری کار مهمی است؟

- هر تصمیم گیری نتایجی و آثاری روی اخلاق ،رفتار،روابط با دیگران، تحصیل،آینده،سلامتی و...دارد.

- مراحل تصمیم گیری

- نکات مهم در تصمیم گیری

- ضرورت مشورت با افراد ذی صلاح

-آموزه های اخلاقی و دینی درباره ی تصمیم گیری

دانش آموزان بتوانند:(مهارت ها)

- با افراد خانواده یا اولیای مدرسه درباره ی یکی از تصمیمات آن ها پرس و جو(مصاحبه)کنند.

- درباره ی تصمیماتی که گرفته اند فکر کنند.

- مراحل تصمیم گیری را در موقعیت های فرضی رعایت کنند.

- افراد ذیصلاح برای مشاوره را شناسایی و ثبت کنند(نام و نشانی)

- یک تصمیم خوب بگیرند و آن را یادداشت کنند.

- درباره ی تأثیرات تصمیات خوب و بد اظهار نظر کنند.

-خاطره ای درباره ی پیامدهای یکی از تصمیماتشان بنویسند.

نگرش ها:

- گرایش به تفکر و رعایت اصول و مراحل تصمیم گیری (تصمیم گیری عاقلانه)

- گرایش به مشورت با افراد ذیصلاح در بروز مشکلات یا تصمیم گیری ها

اهداف فصل 1مطالعات اجتماعی برای تهیه طرح درس و چک لیست:دوستان ما

دانش آموزان بدانند:(دانستنی ها)

- حقوق متقابل دوستی

- اهمیت و راه های حفظ دوستی

- تأثیرات دوستی بر هویت ،شخصیت،تحصیل و پیامدهای دوستی

- مقاومت در برابر خواسته های نامناسب گروه همسالان (مهارت نه گفتن)

- ملاک ها و معیارهای دوست خوب از منظر دین

دانش آموزان بتوانند:(مهارت ها)

-تفکر و یافتن تأثیرات دوستان بر روی ما و علل نیاز دوستی و آنچه به روابط دوستی لطمه می زند.

- به طور گروهی ویژگی های دوست خوب را فهرست کنند.

- در موقعیت های فرضی در مورد روابط دوستی تصمیم گیری کنند و مهارت نه گفتن را کسب کنند.

- درباره ی تأثیرات دوستان بر جنبه های مختلف زندگی فکر و اظهار نظر کنند.

نگرش ها:

-حفظ حقوق دوستان و رأفت و احسان با آن ها

-تمایل به انتخاب دوست خوب مبتنی بر ملاک های عقلانی و دینی

 

*در ضمن چک لیست ها را بر اساس همین اهداف ،می توان تنظیم کرد.*

سخنان مقام معظم رهبری درباره شهید و شهادت

-هر چه امروز کشور ما دارد و هرچه در آینده بدست بیاورد به برکت خون این جوانان شهیداست.

-آنچه مهم است حفظ راه شهداست،یعنی پاسداری از خون شهدا،این وظیفه اول ماست.

-نمک شناسی حق شهدا این است که در راهی که آن ها باز کرده اند،حرکت کنیم.

-امروزه زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا کمتر از شهادت نیست.

-هر شهید پرچمی برای استقلال و شرف این ملت است.

-شهادت بالاترین پاداش و مزد فی سبیل الله است.

-شهادت دُرّ گرانبهایی است که بعد از جنگ به هر کس نمی دهند.

- امروز، به فضل همین شهادتها و به برکت خون شهدا، ملت ما، ملت سربلند و آبرومندی است و ملتها آبرو و عزت را این گونه باید پیدا کنند.

- شهادت بالاترین پاداش و مزد جهاد فی سبیل الله است.

- ایستادگی در مقابل دشمنان مقتدر و مسلط، زورگوی ظالم و پرروی گستاخ، کار بسیار بزرگ و با عظمتی است. این همان کاری است که مردم ما کردند و عظمت ملت ما به خاطر همین شهادت جوانان شما و شجاعت فرزندانتان بود.

- شهید جانش را فروخته و در مقابل آن، بهشت و رضای الهی را گرفته است که بالاترین دستاوردهاست. به شهادت در راه خدا، از این منظر نگاه کنیم. شهادت، مرگ انسانهای زیرک و هوشیار است که نمی گذارند این جان، مفت از دستشان برود و در مقابل، چیزی عایدشان نشود.

- شهدا، علاوه بر مقامات رفیع معنوی، که زبانها و قلمها از توصیف آن و چشم و دلها از مشاهده آن ناتوانند، مشعلدار پیروزی و استقلال ملتند و حق بزرگ آنان بر گردن ملت، بسی عظیم است.

- پرچم عروج انسان به بام معنویت که امروز در گوشه و کنار دنیا برافراشته می شود، در حقیقت پرچم امام ما و شهیدان اوست. آنها زنده اند و روز به روز زنده تر خواهند شد.

- اساسا جهاد واقعی و شهادت در راه خدا، جز با مقدمه ای از اخلاصها و توجه ها و جز با حرکت به سمت “انقطاع الی الله” حاصل نمی شود.

- اگر مجاهدت فداکارانه جوانان این مرز و بوم که به این شهادتها منتهی شده است نمی بود، همه روزهای این ملت، در زیر چتر سیاه ظلم و تجاوز و دخالت دشمنان اسلام و ایران، به شبهای تار بدل می گشت.

- فداکاری شهیدان و گذشت خانواده ها و حضور رزمندگان ما بود که ابرهای تیره و تار آن روزگار دشوار را از افق زندگی این ملت زدود.

 

سخنان حضرت امام خمینی(ره) در مورد شهید و شهادت

 ارزش شهادت

 از شهادت باكي نيست … شهادت ارثي است كه از اوليا ما به ما مي رسد

***

 شهادت فخر اوليا بوده است و فخر ما

***

شهادت عزت ابدي است، حيات ابدي است. آنها از شهادت بترسند و از مردن بترسند كه مردن را تمام مي دانند و انسان را فاني

***

شهادت هديه اي است از جانب خداي تبارك و تعالي براي آن كساني كه لايق هستند و دنبال هر شهادتي بايد تصميم ها قوي تر بشود.

***

ملتي كه شهادت براي او سعادت است پيروز است.

***

آنكه شهادت را در آغوش، همچون عزيزي مي پذيرد، آن كوردلان نمي توانند مقابله كنند.

***

خط سرخ شهادت آل محمد و علي است و اين افتخار از خاندان نبوت و ولايت به ذريه طيبه آن بزرگواران و به پيروان خط آنان به ارث رسيده است.

***

همين شهادتها پيروزي را بيمه مي كند، همين شهادتهاست كه دشمن شما را رسوا   مي كند در دنيا.

***

شهادت در راه خدا چيزي نيست كه بتوان آن را با سنجش هاي بشري و انگيزه هاي مادي ارزيابي كرد.

***

خداوندا اين دفتر و كتاب شهادت را همچنان به روي مشتاقان باز و ما را هم از وصول به آن محروم مكن.

***

عزيزان من! از فدائي دادن و نثار جان و مال در راه خدا و اسلام و ملت مسلمان نهراسيد كه اين شيوه پيغمبر عظيم الشان و اوصياء و اولياء آنان بوده و خون ما رنگين تر از خون شهداي كربلا نيست.

***

اين حس جلو آمدن براي اسلام و شهادت بود كه ما را به پيروزي رساند.

***

  شهيد

اميدوارم كه اين شهدا در نامه اي كه اسم شهداي بدر و كربلا نوشته مي شود اسم اينها نوشته شده باشد.

***

رحمت سرشار خداوند متعال بر شهداي فضيلت، شهدايي كه با نثار خون خود درخت با بركت اسلام را آبياري نمودند.

***

مگر شهادت هم نگراني دارد؟ ما دوستانمان كه شهيد شدند در جوار رحمت حق هستند، چرا براي اينها دل تنگ باشيم؟

***

چه سعادتمند بودند اين شهيدان كه دين خود را به اسلام و ملت شريف ايران ادا نموده و به جايگاه مجاهدين و شهداي اسلام شتافتند.

***

خون سلحشوران كوخ نشين، كاخهاي ستم را درهم كوبيد.

***

خوشا به حال آنان كه با شهادت رفتند، خوشا به حال آنان كه در اين قافله نور، جان و سر باختند، خوشا به حال آنهايي كه اين گوهرها را در دامن خود پروراندند.

***

رحمت خداوند بر اين مجاهدين عظيم الشان كه شهادتشان پيروزي اسلام را بيمه  مي كند .

شهدای دفاع مقدس:علی صیاد شیرازی

سرلشکر شهید صیاد شیرازی در سال ۱۳۲۳ در شهرستان درگز در استان خراسان دیده به جهان گشود. او پس از اتمام تحصیلات ابتدایی و دبیرستان وارد دانشکده افسری و در سال ۱۳۴۶ موفق به اخذ دانشنامه لیسانس از آن دانشکده شد.

 وی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به‌مدت چندسال در بخش‌های مختلف ارتش به ویژه در غرب کشور به پاسداری از کشور پرداخت و در سازماندهی و فعالیت نیروهای انقلابی در ارتش تلاشی گسترده داشت.

شهید پس از پیام امام خمینی مبنی بر شناسایی نیروهای مخلص ارتش طاغوت، شناخته شد و به خاطر توان بالای سازماندهی‏اش مورد توجه حضرت امام و یاران انقلاب اسلامی قرار گرفت.

وی پس از طی دوره تخصصی توپخانه در آمریکا با درجه ستوان‏یکم و سمت استادی، در مرکز آموزش توپخانه اصفهان به تدریس پرداخت و در همان شرایط به‌عنوان عنصری حزب‏اللهی در جهت ‏سازماندهی نظامیان انقلابی فعالیت خود را آغاز کرد.

تلاش‌های وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ساماندهی ارتش و ساختار نیروهای مسلح متجلّی شد.

 از مهم‌ترین اقدامات او پس از پیروزی انقلاب اسلامی، می‌توان به تهیه طرح‌های عملیاتی که منجر به شکستن حصر شهرهای سنندج و پادگان‌های مریوان، بانه و سقز شد، اشاره کرد.

 شهر سنندج با تشکیل ستاد عملیات مشترک ارتش و سپاه پاسداران توانست پس از 21 روز مقاومت و دفاع از سوی مدافعان خویش، کاملاً از تصرف و تسلط نیروهای ضد‌انقلاب خارج شود. پس از تحقق و اجرای موفق این طرح‌ها، شهید صیادشیرازی، با 2 درجه ارتقاء، با درجه سرهنگ تمامی به فرماندهی عملیات غرب کشور منصوب شد.

 وی در آخرین ماه‌های ریاست‌جمهوری بنی صدر به‌دلیل برخورداری از روحیه انقلابی و مقابله با خیانت‌های او از سمت مذکور عزل شد و پس از آن تا عزل بنی صدر و فرار مفتضحانه او به فرانسه، به دعوت شهید کلاهدوز در ستاد مرکزی سپاه پاسداران به خدمت پرداخت.

 سپهبد علی صیاد شیرازی پس از خلع بنی صدر، برای پایان دادن به ناهماهنگی ارتش و سپاه در آن دوران، قرارگاه مشترک عملیاتی سپاه و ارتش را راه‌اندازی کرد و به‌عنوان فرمانده ارشد در آن قرارگاه مشغول به فعالیت شد.

 او در مهر ماه سال ۱۳۶۰ به پیشنهاد رئیس شورای‌عالی دفاع از سوی امام خمینی به فرماندهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی منصوب شد. در این منصب فرماندهی نیروهای ارتش اسلام در عملیات‏های پیروزمند ثامن‌الائمه، طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس را بر عهده داشت.

  وی در ۲۳ تیرماه ۱۳۶۵ طی حکمی از سوی حضرت امام خمینی به عضویت‏شورای‌عالی دفاع منصوب شد.

 سپس در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۶ به همراه تعدادی دیگر از فرماندهان ارتش با پیشنهاد رئیس شورای‌عالی دفاع و موافقت امام خمینی به درجه سرتیپی ارتقای مقام یافت.

 آن شهید در مهرماه سال ۱۳۶۸ به درخواست رئیس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح و موافقت مقام معظم ‏رهبری و فرماندهی کل‏قوا به سمت معاونت ‏بازرسی ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح منصوب شد.

 امیر شجاع سپاه اسلام در شهریورماه سال ۱۳۷۲ با حکم فرماندهی معظم کل قوا به سمت جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شد. صیاد شیرازی در 16 فروردین ۱۳۷۸ همزمان با عید خجسته غدیر با حکم مقام معظم فرماندهی کل قوا به درجه سرلشگری نایل آمد.

شهید علی صیادشیرازی روز شنبه ۲۱ فروردین ماه ۱۳۷۸ در حوالی خانه‌اش مورد سوء قصد عوامل تروریست قرار گرفت و به شهادت رسید.

  منبع:

شهدای دفاع مقدس:حسن باقری

غلامحسین افشردی ( حسن باقری ) در روز 25 دی ماه اسفند ماه سال 1334 شمسی در خانواده ای دوستدار اهل بیت (ع) در تهران چشم به جهان گشود . دوره دبستان را در مدرسه مترجم الدوله در خیابان ایت الله سعیدی گذراند. از کلاس سوم دبیرستان مروی به پایان رساند . از کلاس سوم دبیرستان شروع به فعالیتهای سیاسی و اجتماعی کرد .

در سال 1354 در رشته دامپروری دانشگاه ارومیه قبول شد . در این زمان ، در کنار تحقیقات و مطالعات منظمی که در زمینه موضوعات اسلامی داشت ، در کلاسها و مسجد دانشکده برای دانشجویان درباره اصول عقاید اسلامی صحبت کرد . این کار او موجب کینه و بغض مسئولین دانشکده شد و سرانجام او را اخراج کردند .

 از زمان پیروزی انقلاب تا خرداد 58 به طور پراکنده در کمیته های انقلاب اسلامی و نهادهای دیگر فعالیت کرد .

 در سال 58 در کنکور شرکت کرد و در رشته حقوق قضائی دانشگاه تهران قبول شد . اوایل سال 59 در واحد اطلاعات سپاه مشغول به کار شد . با انتشار روزنامه جمهوری اسلامی به طور فعال همکاری خود را با این روزنامه در زمینه خبرنگاری اغاز کرد . در جریان واقعه طبس جزء اولین خبرنگارهای بود که خود را به آنجا رساند و گزارش هایی از این واقعه تهیه کرد .

 با آغاز جنگ تحمیلی و احساس تکلیف دفاع از اسلام و میهن اسلام ، در روز 1 / 7 / 57 عازم جبهه جنوب شد . در همان سالهای اول جنگ تصمیم به ازدواج گرفت . ثمره این ازدواج ، دختری به نام نرگس خاتون است .

 در عملیات طریق القدس ، در مقام معاون فرماندهی عملیات نقش بسزائی در پیشبرد عملیات داشت. در عملیات فتح المبین و بیت المقدس نیز فرمانده قرارگاه نصر سپاه پاسداران بود . پس از عملیات رمضان ، به فرماندهی قرار گاه کربلا در منطقه جنوب انتخاب شد . بعد از عملیات محرم ، محرم ، جانشین فرمانده یگان زمینی سپاه شد و تا زمان شهادت یعنی روز شنبه 9/11/1361 در همین سمت باقی ماند .

او در ۹ بهمن ۱۳۶۱ وقتی در منطقه فکه مشغول شناسایی منطقه دشمن و آماده سازی عملیات والفجر مقدماتی بود، در سنگر دیده بان مورد اصابت گلوله خمپاره قرار گرفت و همراه با مجید بقایی به شهادت رسید. باقری در زمان شهادت ۲۷ سال داشت محلّ دفن وی، قطعهٔ ۲۴ گلزار شهدای بهشت زهرای تهران است.

منبع:

شهدای دفاع مقدس:سیدمحمد علی جهان آرا

در سال ۱۳۳۳ در خانواده‌ای مستضعف، مسلمان، متعهد و دردکشیده در« خرمشهر» متولد شد.

 پایبندی خانواده او (بویژه پدرش) به اسلام عزیز باعث گردید که از همان کودکی عاشق به خدا و خاندان عصمت و طهارت(ع) در جان و قلب محمد ریشه دواند. از همین ایام وی تحت نظر پدر بزرگوارش به فراگیری قرآن مجید پرداخت.

 فعالیتهای سیاسی – مذهبی او از شرکت در جلسات مسجد امام صادق(ع) خرمشهر شروع شد. در سال ۱۳۴۸ در سن ۱۵ سالگی – تحت تاثیر جنبش اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) همراه عده‌ای از دوستان فعال مسجدی‌اش وارد مبارزات سیاسی شد. ابتدا به برپایی جلسات تدریس و تفسیر قرآن در مساجد پرداخت؛ ضمن آنکه در مبارزات انجمنهای اسلامی دانش‌آموزان نیز شرکتی فعال داشت. در اواخر سال ۱۳۴۹ همراه برادرش به عضویت گروه مخفی حزب‌الله خرمشهر درآمد.

  در سال ۱۳۵۱ این تشکل به وسیله عوامل نفوذی از سوی رژیم منحوس پهلوی شناسایی شد و شهید جهان‌آرا، به همراه سایر اعضای آن دستگیر گردیدند. پس از مدتی شکنجه و بازجویی در ساواک خرمشهر، سید محمد به علت سن کم به یکسال زندان محکوم و به زندان اهواز منتقل گردید. مدتی که در زندان بود در مقابل شدیدترین شکنجه‌ها مقاومت می‌کرد پس از آزادی از زندان، پرتلاشتر از گذشته به فعالیت خود ادامه داد و ساواک او را احضار و تهدید کرد تا از فعالیتهای سیاسی و اسلامی کناره‌گیری کند. تهدیدی بی‌نتیجه، که منتهی به نیمه مخفی شدن فعالیتهای او و دوستانش گردید.

 پس از اخذ دیپلم (در سال ۱۳۵۴) برای ادامه تحصیل راهی مدرسه عالی بازرگانی تبریز شد و برای شکل‌گیری انجمن اسلامی این مرکز دانشگاهی تلاش نمود. در این زمان در تکثیر و پخش اعلامیه‌های امام امت(ره) و نیز انتشار جزوه‌ها و بیانیه‌های افشاگرانه علیه سیاستهای سرکوبگرانه رژیم فعالیت می‌کرد.

 در سال ۱۳۵۵ به دلیل ضرورتی که در تداوم جهاد مسلحانه احساس می‌کرد به گروه منصورون پیوست. از همین دوران بود که به دلیل ضرورتهای کار مسلحانه مکتبی، ناچار به زندگی کاملاً مخفی روی آورد.

 سال ۱۳۵۶ مامور جابجایی مقادیری سلاح از تهران به اهواز شد. در حالی که گروه توسط عوامل نفوذی ساواک شناسایی شده و گلوگاههای جاده تهران – قم توسط مامورین کمیته مشترک ضدخرابکاری کنترل می‌شد، وی ماهرانه خودرو حامل سلاحها را از تور ساواک عبور داد و به اهواز رساند با همین سلاحها محمد و دوستانش دست به اجریا تعدادی عملیات مسلحانه (هماهنگ با اعتصاب کارگران شرکت نفت در اهواز) زدند.

 در کنار فعالیتهای مسلحانه، امور سیاسی – تبلیغی را نیز از یاد نمی‌برد و دامنه فعالیتهایش را به شهرهای تهران، قم، یزد، اصفهان و کاشان گسترش داد.

 با پیروزی انقلاب اسلامی در بیست و دوم بهمن ۱۳۵۷ سید محمد پس از دو سال و نیم زندگی مخفی به خرمشهر باز می‌گردد.

 به منظور حراست از دست‌آوردهای فرهنگی، سیاسی انقلاب اسلامی و تلاش در جهت تعمیق و گسترش آنها و جلوگیری از تحقق توطئه‌های عوامل بیگانه، که با طرح مساله قومیت و ملیت سعی در ایجاد انحراف در ادامه مبارزه و مسیر انقلاب داشتند، شهید جهان‌آرا همراه عده‌ای از یاران خویش کانون فرهنگی نظامی انقلابیون خرمشهر را تشکیل داد تا با بسیج مردم و نیروهای جوان و تشکل حرکت سیاسی‌شان، آنان را در دفاع از انقلاب و مقابله با توطئه‌های دشمنان آماده نماید.

 شهید جهان‌آرا در جریان کودتاه نوژه به منظور جلوگیری از هرگونه حرکت و اقدام ضدانقلاب در پایگاه سوم دریایی خرمشهر، از سوی شورای تامین استان خوزستان به سمت فرماندهی این پایگاه منصوب گردید و به کمک نیروهای مومن و معتقد، تا تثبیت اوضاع و کشف بخشی از شبکه کودتا در میان عناصر نیروی دریایی، این مسئولیت را عهده‌دار بود.

در غروب روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ عراقیها شهر خرمشهر را زیر آتش گرفتند و مطمئن بودند که با دو گردان نیرو ظرف مدت ۲۴ ساعت خواهند توانست آن را به تصرف خود درآورند و بعد از آن، از طریق پل ذوالفقاریه، به آبادان دسترسی پیدا کنند و در فاصله کوتاهی به اهواز رسیده و خوزستان عزیز را از کشور جمهوری اسلامی جدا نمایند. اما پیش‌بینی متجاوزین بعثی بهم ریخت و آنها در مقابل مقاومت دلیرانه مردم خرمشهر، مجبور شدند بخش زیادی از توان نظامی خود را (بیش از دو لشکر) در این نقطه، زمین‌گیر کرده و ۴۵ روز معطل شوند و در نهایت پس از عبور از دو پل کارون و بهمنشیر، آبادان را به محاصره در آورند.

 در ساعت ۳۰/۱۹ دقیقه سه شنبه هفتم مهرماه ۱۳۶۰ (بعد از عملیات ثامن‌الائمه) یک فروند هواپیمای سی-۱۳۰ از اهواز به مقصد تهران در حرکت بود تا بدن پاک و مطهر شهدا با به خانواده‌هایشان و مجروحین عزیز جنگ را به بیمارستانها برساند، که در منطقه کهریزک تهران دچار سانحه شد و سقوط کرد. از جمله شهدای این سانحه سردار سرلشکر پاسدار شهید سید محمد علی جهان‌آرا (فرمانده سپاه خرمشهر) بودند.

منبع:

شهدای دفاع مقدس:حسین خرازی

روز جمعه ماه محرم سال 1336 در يكي از محله‌هاي مستضعف نشين اصفهان به نام «كوي كلم» خانواده با ايمان خرازي مفتخر به قدوم سربازي از عاشقان اباعبدالله (ع) گشت. هوش و ادب، زينت بخش دوران كودكي او بود و در همان ايام همراه پدر به نماز جماعت و مجالس ديني راه يافت و به تحصيل علوم در مدرسه‌اي كه معلمان آنجا افرادي متعهد بودند، پرداخت. اكثر اوقات پس از تكاليف مدرسه به مسجد محله به نام مسجد «سيد» رفته با صداي پرطنينش اذان و تكبير مي‌گفت.

حسين در دوران فراگيري دانش كلاسيك لحظه‌اي از آموزش مسايل ديني غافل نبوده و در آغاز دوران نوجواني گرايش زيادي به مطالعه خبرها و كتب اسلامي‌ و انقلابي داشت و به تدريج با امور سياسي نيز آشنا شد. در سال 1355 پس از اخذ ديپلم طبيعي براي طي دوران سربازي به مشهد اعزام گشت. او ضمن گذراندن دوران خدمت، فعالانه به تحصيل علوم قرآني در مجامع مذهبي مبادرت ورزيد. از همان روزهاي اول انقلاب در كميته دفاع شهري مسئوليت پذيرفت و براي مبارزه با ضد انقلاب داخلي و جنگهاي كردستان قامت به لباس پاسداري آراست و لحظه‌اي آرام نگرفت. يك سال صادقانه در اين مناطق خدمت كرد و مأموريتهاي محوله او را راهي گنبد نمود.

با شروع جنگ تحميلي به تقاضاي خودش راهي خطه جنوب شد و در اولين خط دفاعي مقابل عراقيها در منطقه دارخوين مدت نه ماه، با تجهيزات جنگي و امكانات تداركاتي بسيار كم استقامت كرد و دلاوراني قدرتمند تربيت نمود. در سال 1360 پس از آزادسازي بستان تيپ امام حسين (ع) را رسميت داد كه بعدها با درخشش او و نيروهايش در رشادتها و جانفشاني‌ها، به لشگر امام حسين (ع) ارتقا يافت. حسين شخصاً به شناسايي مي‌رفت و تدبير فرماندهي‌اش مبني بر اصل غافلگيري و محاصره بود حتي در عمليات والفجر 3 و 4 خود او شب تا صبح عمليات در خاكريزش شركت داشت و در تمامي‌ عملياتها پيشقدم بود. حسين قرآن را با صداي بسيار خوب تلاوت مي‌كرد و با مفاهيم آن مأنوس بود. او علاوه بر داشتن تدبير نظامي‌، شجاعت كم‌نظيري داشت. معتقد به نظم و ترتيب در امور و رعايت انضباط نظامي‌ بود و در آموزش نظامي‌ و تربيت نيروهاي كارآمد اهتمام مي‌ورزيد. حساسيت فوق‌العاده و دقت زيادي در مصرف بيت‌المال و اجراي دستورات الهي داشت.

از سال 1358 تا لحظه آخر حضورش در صحنه مبارزه تنها ايام مرخصي كاملش هنگام زيارت خانه خدا بود. (شهريور ماه سال 1365) در ساير موارد هر سال يكبار به مرخصي مي‌آمد و پس از ديدار با خانواده شهدا و معلولين، با ياران باوفايش در گلستان شهدا به خلوت مي‌نشست و در اسرع وقت به جبهه باز مي‌گشت. در طول مدت حضورش در جبهه 30 تركش ميهمان پيكر او شد و در عمليات خيبر دست راستش را به خدا هديه كرد. اما او با آنكه يك دست نداشت براي تامين و تداركات رزمندگان در خط مقدم تلاش فراوان مي‌نمود. در عمليات كربلاي 5 زماني كه در اوج آتش توپخانه دشمن، رساندن غذا به رزمندگان با مشكل مواجه شد حاج حسين خود پيگير اين امر گرديد و انفجار خمپاره‌اي اين سردار بزرگ را در روز جمعه 8/12/1365 به سربازان شهيد لشگر امام حسين (ع) پيوند داد و روح عاشورايي او به ندبه شهادت، زائر كربلا گشت و بنا به سفارش خودش در قطعه شهدا و در ميان ياران بسيجي‌اش ميهمان خاك شد.

 

منبع:

شهدای دفاع مقدس:محمود کاوه

به سال 1340 ﻫ. .ش در مشهد مقدس در خانواده‌اي مذهبي و دوستدار اهل بيت عصمت و طهارت (ع) متولد شد . پدرش كه از كسبه متعهد به شمار مي‌آمد ، در دوران ستمشاهي و اختناق ، با علماء و روحانيون مبارز، از جمله حضرت آية الله خامنه‌اي (مدظله العالي ) شهيد هاشمي نژاد و شهيد كامياب ارتباط داشت . وي كه براي تربيت فرزندش اهميت زيادي قايل بود . محمود را همراه خود به مجالس و محافل مذهبي و نماز جماعت مي‌برد و از اين راه فرزندش را با مكتب اهل بيت (ع) و تعاليم انسان ساز اسلام آشنا مي‌كرد .

شهيد كاوه دوران تحصيلات ابتدايي خود را در چنين شرايطي سپري كرد .از آنجا كه خواست پدرش به هنگام تولد محمود اين بود كه وي را در سلك صالحان و پيروان واقعي مكتب اسلام قرار دهد ،‌با علاقه قلبي و مشورت پدر وارد حوزه علميه شد و همزمان تحصيلات دوران راهنمايي و دبيرستان را نيز ادامه داد .

با شروع جريانات انقلاب ، او كه جواني فعال و مذهبي بود با شركت درمحافل درسي مسجد جوادالائمه و امام حسن مجتبي (ع) كه در آن زمان از مراكز تجمع نيروهاي مبارز بود .ازهدايتها و تعاليم حضرت آيت الله خامنه‌اي (مدظله العالي ) بهره‌هاي فراواني برد و ره‌توشه‌هاي همين تعاليم را با خود به محيط دبيرستان و ميان دانش آموزان منتقل مي‌نمود .او در دبيرستان به عنوان محور مبارزه شناخته مي‌شد . با علاقه وافر به پخش اعلاميه‌هاي حضرت امام خميني (قدس سره) مي‌پرداخت و فعالانه در راهپيمايي ها و درگيريهاي زمان انقلاب شركت داشت .

با پيروزي انقلاب اسلامي شهيد كاوه جزو اولين عناصر مؤمن و متعهدي بود كه به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در شهر مقدس مشهد پيوست و پس از گذراندن يك دوره اموزش شش ماهه چريكي ، به آموزش نظامي برادران سپاه و بسيج پرداخت . پس از آن براي حفاظت از بيت شريف حضرت امام خميني (قدس سره) در يك مأموريت شش ماهه به تهران عزيمت كرد وبا شروع جنگ تحميلي به همراه تعدادي از نيروهاي خراسان به جبهه‌هاي جنوب اعزام شد . مدتي بعد به علت نيازشديدي كه پادگان به مربي داشت او را براي آماده سازي و آموزش نيروها به مشهد فراخواند .

به دنبال عمليات سرنوشت‌ساز نيروهاي سپاهي در محورهاي مختلف كردستان و همزمان با تشكيل تيپ ويژه شهدا (كه فرماندهي آن برعهده شهيد ناصر كاظمي بود) شهيد كاوه به عنوان فرمانده عمليات اين تيپ انتخاب شد . پس از مدت كوتاهي از فعاليت او در اين مسئوليت (كه با آزاد سازي بسياري از مناطق همراه بود ) آوازه تيپ ويژه شهدا ، آنچنان ضد انقلاب را متحير ساخت كه به كلي روحيه خود را از دست داد و درمقابل هر يورش رزمندگان اسلام فرار را بر قرار ترجيح مي‌داد و مي‌دانست كه مقاومت در مقابل اين يگان جز خسارت و نابودي ثمري نخواهد داشت .

آزاد سازي سد بوكان و جاده 47 كيلومتري آن ، جاده صائين دژ به تكاب ، پاكسازي منطقه كيلر و اشتوزنگ آزادسازي محور استراتژيك پيرانشهر به سردشت كه به عنوان مركزيت و نقطه ثقل ضد انقلاب بشمار مي‌آمد و منجر به انهدام مركز راديويي آنها و فتح ارتفاعات مهم مرزي منطقه الواتان و آزاد سازي زندان دوله تو و كشتن بيش از 750 نفر از ضد انقلاب گرديد ، ازجمله نبردهاي تهاجمي بود كه توسط شهيد كاوه و همرزمانش در تيپ ويژه شهدا طرح ريزي و به اجرا گذاشته شد . تعداد عملياتي كه به وسيله اين شهيد عليه ضد انقلاب فرماندهي شد آن قدر زياد است كه ذكر نام تمامي آنها در اين مختصر ميسر نيست .

او كه پس از شهادت سرداران رشيد اسلام  شهيد ناصر كاظمي شهيد محسن گنجي زاده و شهيد محمد بروجردي در خرداد 1362 رسماً به فرماندهي تيپ منصوب شده بود ، با تلاش همه جانبه براي آموزش ، سازماندهي و آماده سازي نيروها از هيچ كوششي دريغ نمي‌ورزيد .

بنا به صلاحديد فرماندهي محترم سپاه در تاريخ 29/4/1362 تيپ ويژه شهدا مأموريت يافت تا درعمليات برون مرزي والفجر 2 كه درمنطقه حاج عمران انجام مي‌گرفت شركت نمايد . در اين عمليات شهيد كاوه با هدايت قوي رزمندگان ، اهداف از پيش تعيين شده تيپ از جمله ارتفاعات 2519 را با موفقيت به تصرف درآورد .

همزمان با عمليات والفجر 4 مأموريت پاكسازي محور سردشت  از لوث وجود ضد انقلاب (دمكراتها و منافقين) به اين تيپ واگذار شد. رزمندگان غيور و سلحشور نيز ضمن تسلط به ارتفاعات مرزي كوه‌سير ، قوري ،‌ تالشو روستاي اسلام آباد ، مركز راديويي منافقين و مقر دمكراتها را تصرف كردند.

تيپ ويژه شهدا سال 63 در عمليات بدر همراه با ساير يگانهاي سپاه با دشمن تا دندان مسلح جنگيد و در تاريخ 23/4/64 در عمليات قادر(همراه با يگانهايي از ارتش جمهوري اسلامي ) در جبهه شمالي سيدكان عراق باعث بر هم زدن آرايش نظامي دشمن گرديد . همچنين در عمليات پشتيباني والفجر 9 كه در منطقه چوارته عراق انجام گرفت . در انهدام قواي دشمن و تصرف بخشي ازخاك آنان نقش مؤثر داشت كه هر كدام نشاني از دلاوريها و حماسه‌آفريني شهيد كاوه و يارانش را در خود ثبت كرده است . سرانجام زندگي اين اسطوره ملي با افتخار و شهادت بود.

شهريور ماه 1365 روزي كه روح اين سردار شجاع اسلام و سرباز وارسته حضرت بقيه‌الله الاعظم در عمليات كربلاي 2 بر بلنداي قله 2519 حاج عمران به پرواز درآمد ، دل صخره و كوه ، ياد و خاطره شجاعت او را در خود ثبت كرد آن روز كاوه مزد جهاد را كه شهادت بود ، دريافت كرد و به بارگاه عزالهي فراخوانده شد . مشغول هدايت نيروهايش به سمت جبهه دشمن بود كه با اصابت تركش گلوله توپ به شهادت رسيد و ايران اسلامي را از داشتن ابرمردي محروم كرد كه در طول 25 سال عمر با بركت،‌ منشأ خدمات و افتخارات زيادي بود.

منبع: