زیبایی
آنگاه شاعری گفت :از زیبایی سخن بگوی.
پیامبر گفت: شما زیبایی را از کجا جستجو خواهید کرد و چگونه آن را خواهید یافت مگر آن که زیبایی خود راهبر شما باشد؟
و شما چگونه از او سخن خواهید گفت، مگر او خود بافنده اطلس گفتار شما باشد؟
غمزدگان و مجروحان گویند ،" زیبایی لطف و مهربانی است، او هم چون مادری جوان که از شکوه خود کمی شرمگین است در میان ما می خرامد"
و آنان که شوق و شوری در دل دارندگویند،" چنین نیست، بلکه زیبایی مظهر قدرت و هیبت است. هم چون طوفانی است که زمین زیر پا و آسمان بالای سر ما را می لرزاند:".
و آن ملولان خسته و در راه مانده گویند،"زیبایی نجوایی است ملایم در گوش، او با روح ما سخن می گوید.
صدای او به سکوت های ما تسلیم می شود هم چون نور ضعیفی که از ترس سایه ها به خود می لرزد".
و رهروان بی قرار و بی آرام گویند،" ما بانگ زیبایی را که در میان کوه ها فریاد بر می آورد شنیده ایم،با فریادهای او صدای سم اسبان و بال پرندگان و غرش شیران همراه بود".
شبگرد شهر می گوید،" زیبایی همراه با سپیده از شرق طلوع خواهد کرد". و هنگام ظهر زحمتکشان و خستگان راه می گویند، ما از پنجره های غروب زیبایی را دیده ایم که بر دامن تپه ها آرمیده است".
و در زمستان آن بینوای در برف مانده می گوید،"زیبایی همراه با بهار بر بلندی ها خیمه خواهد زد"
و در تابستان آن دهقان سالخورده می گوید،" ما زیبایی را دیده ایم که با برگ های پاییزی رقصان به زمین می آید در گیسوی او برف و بوران را مشاهده کرده ایم "
شما همة این سخنان را در بارة زیبایی گفته اید،
اما به حقیقت از او هیچ نگفنه اید، بلکه آرزوهای نایافته خود را بیان کرده اید،
در حالی که زیبایی یک نیاز نیست، بلکه تجربه ای از وجد و شادی و سرمستی است،
زیبایی نه لب های تشنه است و نه دست های تهی که به نیاز پیش آورده اند،
زیبایی قلبی است شعله ور و جانی است مجذوب و افسون شده،
زیبایی نه نقشی است که شما چشم بر آن گشایید و نه آوازی است که بدان گوش سپارید،
بلکه زیبایی نقشی است که شما می بینید اگر چه چشم هایتان را ببندید و آوازی است که می شنوید اگر چه گوشهایتان را بگیرید،
زیبایی شیره پوست های پر شیار درخت نیست،
زیبایی بال و پری نیست که به چنگالی بسته باشند،
زیبایی باغی است در شکوفایی جاودانه و دسته فرشتگانی است در پرواز ابدی.
ای مردم اورفالیس، زیبایی زندگی است هنگامی که نقاب از چهرة مقدس خویش بر می دارد.
آن زندگی شمایید و آن نقاب نیز شمایید.
زیبایی ابدیت است که خود را درآیینه می نگرد و آن ابدیت شمایید و آن آیینه نیز شمایید.
از کتاب پیامبر(جبران خلیل جبران)
با سلام خدمت همکاران اینجانب غلامحسین پناهنده از استان بوشهر منطقه کاکی دراین مجموعه سعی دارم هر ماه برای تمام دروس حداقل یک پست داشته باشم امیدوارم با این کار بتوانم کمکی در جهت بهبود فرایند آموزش،داشته باشم.