دانلود نمونه سئوال ریاضی ششم دبستان:فصل یک آزمون شماره2

سئوالات فصل یک ریاضی ششم دبستان

دانلود نمونه سئوال ریاضی ششم دبستان:فصل یک آزمون شماره1

آزمون فصل یک ریاضی ششم دبستان

شعر شهید(5) ویژه فعالیت کارگاه درس پژوهی

اي‌ شهيد اي‌ هميشه‌ جاودان‌

ياد تو يادگار زندگان‌

اي‌ شهيداي‌ نشانه‌ خدا

مهر توكي‌ شود ز ما جدا

نام تومشعلی به راه ماست

راه ما رو به خانه خداست

روح توپاک تر ز روح آب

خون توجان دهد به انقلاب

شاعر: جعفر ابراهيمي‌ (شاهد)

شعر شهید(4) ویژه فعالیت کارگاه درس پژوهی

باز مثل هرشب كسلم

 غصه نشسته رو دلم

ميگن بازم شهيد مياد

يه عالمه خيلي زياد

دسته گلاي بي زبون

گمشده هاي بي نشون

یه ریزه خاكسترشون

دو حلقه انگشترشون

يه تیکه استخون سر

يه شاخه گل يه بال پر

یه دکمه ی پیرهنشون

 یه زره خاک تنشون

تابوتای یه اندازه

تو هرکدوم یه سربازه

 باده که شیون میزنه

ابره که بر تن می زنه

تابوتا خیس آب میشن

 دسته گلا خراب میشن

می پیچه تو شهرو دهات

عطر سلام و صلوات

آی مادرای مهربون ،

 بچه هاتون بچه هاتون

دسته گلائی ، که دادین

 به جبهه ها فرستادین

حالا با تابوت اومدن

 با بوی باروت اومدن

سرندارن پاندارند

 شوق تما شا ندارند

مادرا از خدا می خوان

 با گریه ودعا می خوان

تابوتاشونُ باز کنند

بچه هاشونُ ناز کنند

اما بوی عجیب میاد

بو کنی بوی سیب میاد

میگن کسی که پا بشه

 زائر کربلا بشه

سربه بیابون بزارند

توعاشقی جون بزارند

اُنجا که آفتاب میشینه

باغ گل سیب می بینه

بچه های نجیب من

 باغ گلای سیب من

رو عشقتون پا نزارین

 ایران تنها نزارین

موضوع پیام قرآنی درس سوم قرآن ششم دبستان :عيب جويى ممنوع!

... وَلاتَلْمِزُوا اَنْفُسَكُمْ

به يكديگر طعن مزنيد و عيب جويى ننماييد.

يكى از پايه‏هاى تكامل روحى اين است كه هر فردى، وضع روحى خود را از نظر عيوب و نقايص اخلاقى، مورد بررسى قرار دهد و چهره باطنى خود را از نزديك، در آيينه (خودشناسى) مشاهده كند، تا ريشه رذايلى را كه در روح و روان او پديد آمده است، قطع نمايد.

مسأله (خودشناسى) ازنظر دانشمندان به قدرى اهميت دارد كه مى‏گويند: كسى كه مى‏خواهد زنجيرهاى ناپاكيها را از هم بگسلد و از آثار منفى عيوب روانى نجات يابد، نه تنها در فصول خاصى ازعمر بايد به اين موضوع بينديشد، بلكه همه روزه به هنگامى كه غوغاى زندگى به سكوت و خاموشى مى‏گرايد، نتيجه و علل اعمال روز گذشته خود را روى كاغذ بياورد و با بى‏طرفى كامل آنها را مورد بررسى قرار دهد و آنچه را ناشايست يافت، تصميم بر ترك آنها بگيرد.

ادامه نوشته

شعر شهید(3) ویژه فعالیت کارگاه درس پژوهی

نيلوفر و پروانه

از كوچه ی ما رفتند

از كوچه ی ما يك شب

تا پيش خدا رفتند .

يك موشك بد آمد

بر خانه ی آن ها خورد

از پنجره آن ها را

يك مرتبه بالا برد .

هم بازي من بودند

نيلوفر و پروانه

حالا شده ام تنها

در كوچه و در خانه .

نيلوفر و پروانه

از باغ سفر كردند

وقتي كه بهار آيد

اي كاش كه برگردند.

اسداله شعباني

 

شعر شهید(2) ویژه فعالیت کارگاه درس پژوهی

او چون شقایق بود چون سوسن و سنبل

 چون میخک و لاله چون یک گلستان گل

الله اکبر گفت با دشمنان جنگید فریاد

 چون رعدش در دشت شب پیچید

در شب شکاف افتاد از برق شمشیرش

 دشمن ز پا افتاد از غرش تیرش

می بینم او را من در باغ و در گل ها

 در آفتاب و ماه در کوه و در صحرا

هرگز نمی میرد زیرا شهید است او

 فردای دنیا را شور امید است او

شاعر:؟ دوستانی که شاعر آن را می دانند لطفا نام شاعر را در قسمت نظرات بنویسید

شعر شهید ویژه فعالیت کارگاه درس پژوهی

باز هم اول مهر آمده بود
و معلم آرام
اسم ها را می خواند:
اصغر پورحسین!
پاسخ آمد:
حاضر
قاسم هاشمیان!
پاسخ آمد:
حاضر
اکبر لیلازاد
....
پاسخش را کسی از جمع نداد
بار دیگر هم خواند:
اکبر لیلازاد!
...
پاسخش را کسی از جمع نداد
همه ساکت بودیم
جای او اینجا بود
اینک اما، تنها
یک سبد لاله ی سرخ
در کنار ما بود
لحظه ای بعد، معلم سبد گل را دید
شانه هایش لرزید
همه ساکت بودیم
ناگهان در دل خود زمزمه ای حس کردیم
غنچه ای در دل ما می جوشید
گل فریاد شکفت!
همه پاسخ دادیم:
حاضر!
ما همه اکبر لیلازادیم!

شاعر:قیصر امین پور

اشعار بدون نقطه در وصف پیامبر اکرم(ص) و حضرت علی (ع)

شعر بدون نقطه در وصف پیامبر اسلام

محمود مسلم ملائک

امار مطاع در ممالک

هم سالک و هم سلوک و مسلوک

او مالک و ماسواه مملوک

هر حکم که داد هر دل آگاه

سر لوحه حکم اسم الله

اسمی که در او دوای هر درد

اسمی که روای مرئه و مرد

اسمی که مراد آدم آمد

اسمی که سرود عالم آمد

سوداگر اگر در او دل آسود

سودا همه سود دارد و سود

مر همدم کردگار عالم

کی هول و هراس دارد و همّ

دل در حرم مطهر او

گل گردد و هم معطّر او

هر دل که ولای وصل دارد

همواره هوای وصل دارد

موسی که هوای طور دارد

کی دل سر وصل حور دارد

ای وای مر آدم هوس را

دل داده کام سگ مگس را

در وصل صمد رسد رصدگر

در اسم احد رود سراسر

درگاه سحر مراد سالک

دادار دهد علی مسالک

لوح دل آملی اوّاه

دارد صور ملائک الله

شاعر علامه حسن زاده آملی 

شعر بی نقطه در وصف امام علی علیه السلام

السّلام ای هادی دلها علی

اول طومار هر املا علی

در سرای دل سهی سرور علی

ای امام اوّل و مولا علی

وی عوالم را عمادِ داد و عدل

سالک سرمد گل گلها علی

آمر مهر ومه و حور و ملک

دوم آل کسا والا علی

هم طلوع مهر و هم ماه مسا

هم سحر ها را سرور آرا علی

ای امم را هم مراد و هم مدد

راح روح و لولو لالا علی

محرم اسرار الله الصّمد

اسوه اسلامی و سلمی علی

لوح و کرسی را مُمِدّ و داوری

حامی دارا گدا اعمی علی

هم ولیّ و هم وصیّ اعلمی

صهر احمد همدم طاها علی

همسر امّ الائمّه طاهره

والد دو گوهر اعلا علی

هم دوای درد هر اهل دلی

هم علوم وحی را دارا علی

مولد وی در سرای کردگار

در مصلّی کرده سر سودا علی

رادمردی رهروی عُلوی مرام

در دوعالم عالی و اولا علی

عالمی عمّار در علم وعمل

داد هود و صالح و موسی علی

راس کلّ ماسَوَالله ما حصل

اول احمد دوّمی امّا علی

هم صدای احمد و رام احد

سلّمو صلّی علی مهما علی

واله مهر علیّ اعلمم

کرده در دلهای ما ماوا علی

در سروده اسم را محروم دار

کرد لاادری کلام ما علی

مدح مولا کرده دل آسوده ام

در لحد عالی دهد اعطا علی

هر کسی دارد گلی ما سروری

ها علیٌ ها علیٌ ها علی

شاعر : حاج ناصر تبسمی اردبیلی

خطبه بدون نقطه حضرت علی (ع)

الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.

الواحدُ الاحدُ الأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.

سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.

الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.

عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.

وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ.

أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.

صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ.

أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.

اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها.

هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً.

اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.

عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم، وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم.

وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ، وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ.

ترجمه:

ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترین ستایش و شیرین ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و سخاوت بار ترین(و شریف ترین) آن و پاک ترین ستایش و بلند ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن.

یگانه و یکتای بی نیاز(ی که همه نیازمندان و گرفتاران آهنگ او نمایند). نه پدری دارد و نه فرزندی.

شاهان را (به حکمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (و متجاوزان) را هلاکت نمود و کنارشان افکند. و سجایای بلند را (به خلایق) رسانید و شرافت بخشید. و آسمان را بالا برد و بلند گردانید. بستر زمین را گشود و گسترش داد و محکم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموار کرد و (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را (برای زندگی در آن) به درستی. (و حکمت) مقرّر فرمود و بر شمار (یکایک) آنان احاطه یافت. و نشانه های بلند (هدایت) مقرّر فرمود و آنها را بر افراشته و استوار ساخت.

معبود نخستین که نه او را هم طرازی است و نه حکمش را مانعی. خدایی نیست جز او، که پادشاه است و (مایۀ) سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاک و بی آلایش. فرمانش ستوده است و حریم کویش آباد (به توجّه پرستندگان و نیازمندان) است و سخایش مورد امید.

کلامش را به شما آموخت و نشانه هایش را به شما نمایاند. و احکامش را برایتان دست یافتنی نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خور ممنوعیت بود، حرام شمرد.

بار رسالت را بر دوش محمّد(صلّی الله علیه و آله) افکند. (همان) رسول گرامی که بدو سروری و درستی (در گفتار و کردار و رفتار) ارزانی شده، پاک و پیراسته است.

خداوند این امّت را به خاطر برتریِ مقام و بلندیِ شرف و استواری دین او و کامل بودنِ آرمانش سعادت بخشید. او بی آلایش ترین فردِ از آدمیان در هنگامه ولادت و فروزنده ترین ستاره یمن و سعادت است. او بلند پایه ترین آنان (در نیاکان) است و زیباترین آنها در (نسل و) شاخسار. و درست پیمان ترین و کریم ترین آنان است در نوجوانی و بزرگسالی.

درود خداوند از آن او و خاندان پاکش باد، درودی خالص و پی در پی و مکرّر (برای آنان) و برای دوست داران بزرگوارشان، درودی ماندگار و پیوسته، (برای همیشه:) تا وقتی که برای آسمان حکمی مرقوم است و نقشی مقرّر.

او فرستاد تا تا برایتان رحمتی باشد و مایه پاکیزگی اعمالتان و آرامش سرای (زندگی) شما و بر طرف شدن نقاط ننگ (: و شرم آور کار)تان. و تا مایه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا و رسولانش و موجب حفظ شما و رحمتی (بس بزرگ و فراگیر).

از او فرمان برید و بر دستورش مواظبت ورزید. آنچه را حلال دانست، حلال و هر چه را حرام داشت حرام بشمارید. خدایتان رحمت کند؛ آهنگ کوششی پیوسته نمایید و آزمندی را از خود برانید و تنبلی را وا نهید. رسم سلامت و حفظ حاکمیّت و بالندگی آن را – و آنچه را که موجب دغدغه سینه ها (:و تشویش دلها) و روی کردِ درماندگی و پریشانی به سوی به آنهاست – بشناسید.

منابع:

برگرفته از کتاب دو شاهکار علوی(محمد احسانی فر لنگرودی)

منابع:

1- نهج السّعادة، به نقل از کتاب «مجموعة ادبیة» تألیف محی الدّین محمد بن عبد القاهر بن الموصلی الشهروزی

کتاب ناقل بخش آغازین خطبه:

1- مناقب آل ابی طالب (ابن شهر آشوب)

2- الصراط المستقیم

3- نهج الایمان (زین الدّین علی بن یوسف بن جبر)

4- بحار الانوار

5- منهاج البراعة