کلمات دو یا چند معنایی
واژه هایی که هم نوشتن آن ها به یک شکل و هم تلفظشان یکسان است لیکن در معنا متفاوت اند, هم آوا , هم نویسه نام دارند.
مثال:
شیر:حیوان جنگل / شیر:شیر خوراکی
- بادیه: بیابان / بادیه: ظرف
آن یکی شیر است اندر بادیه کادم می خورد وان یکی شیر است اندر بادیه کادم می خورد
خویش:خود / خویش: فامیل
برادر که در بند خویش است نه برادر نه خویش است. گلستان سعدی
ریش: محاسن / ریش : زخم
ریش را تا ناف آوردن زهد نیست زهد آن باشد که بر ریش کسان مرهم نهی سلطانی
چین: کشور چین / چین : شکن
گر ز چین آشوب برخیزد عجب نبود که باز بــــــــر سر زلف افتادست چین تازه ای فروغی بسطامی
فرق: تفاوت / فرق: سر
ندانم از سر و پایت کدام خوب تر است چه جای فرق که زیبا ز فرق تا قدمی سعدی
گور: قبر / گور: گورخر
نبشته است بر گور بهرام گور که دست کرم به ز بازوی زور سعدی
شانه:وسیله ی مرتب کردن مو / شانه : کتف
نبینی آن که چو زلف تو را به شانه زنی سر دو زلف تو با شانه می درآویزد طبری
چنگ:پنجه / چنگ : آلت موسیقی
برخیز و بیا که چنگ در چنگ زنیم می نوش کنیم و نام بر ننگ زنیم خیام
کوفته:نوعی غذا / کوفته: پریشان و مضطرب،ناتوان(خسته)
کوفته در سفره ی ما گو مباش کوفته را نان تهی کوفته است سعدی
صفا:پاکی / صفا: نام مکانی است
چون سری بر آستانش ز سر صفا نهادی به صفا و مروه ای دل دگرت چه کار باشد کمال خجندی
دوش:دیشب / دوش: کتف
ز کوی میکده دوشش به دوش می بردند امام شهر که سجّاده می کشد بر دوش حافظ
بار:دفعه / بار:پشتواره / بار:اجازه
بارها بار به دربار تو دارند رقیبان من که بارت کشم ای یار چرا بار ندارم جامی
داد:دادخواهی / داد:از مصدر دادن
آن که گیسوی ترا رسم تطاول آموخت هم تواند کرمش داد من مسکین داد سعدی
زاد:توشه / زاد:از مصدر زادن
بیا و برگ سفر ساز و زاد ره برگیر که عاقبت برود هر که او ز مادر زاد خواجوی کرمانی
منبع:
با سلام خدمت همکاران اینجانب غلامحسین پناهنده از استان بوشهر منطقه کاکی دراین مجموعه سعی دارم هر ماه برای تمام دروس حداقل یک پست داشته باشم امیدوارم با این کار بتوانم کمکی در جهت بهبود فرایند آموزش،داشته باشم.